پدر سلامتی و آرامش
مادر : سلامتی و آرامش
برادر : سلامتی پول و آرامش در کنار خانوادش
خواهر : سلامتی خودش و خانوادش و آرامششون
خواهر : سلامتی خودش و خانوادش و آرامششون و پول
خواهر : سلامتی و بخت خوب و ازدواج و پول و آرامش
امیر : سلامتیش و پول و آرامش
خودم : سلامتی خودم و پول و یه خونه بزرگ و یه ماشین مدل بالا و یه حساب پر پول گه هیچوقت تموم نشه و بازم سلامتی خودم
انشالله......
برچسب: یادمی,
نویسنده: سجاد رحمانی
باز دلم گرفته ... باز تنهام ... باز من و خودم و در و دیوار و تنهایی..
امیر با دوستاش رفته کله پاچه بخورن... من کله پاچه دوست ندارم... بوش هم بهم میخوره عق ام میگیره ....
دلم باز گرفته... کلا روزای افسردگی خیلی بیشتر از روز های شاد هستن... من بیشتر دلم گرفته تا دلم شاد باشه... احساس میکنم زندگیم داره به بطالت میگذره.. همش تنهام همش بیکارم... همش من و در و دیوار خونه... کاش یه هنری بلد بودم کاش یه کاری میکردم... کاش کارمند بودم و سرم گرم بود... این روز هام خیلی گرفته است.... افسرده شدم...